جمال رضايى
235
بيرجندنامه ( فارسى )
فصل سه مذهب مردم شهر بيرجند عموما مسلمان و اكثريّت قريب به اتّفاق آنها شيعهء دوازده امامى بودند ( و هنوز هستند ) و جز شمار معدودى كه از روستاهاى « سنّىنشين » و ندرتا « اسماعيلىنشين » به شهر مهاجرت كرده و در آنجا بهكار و كسب مشغول بودند بقيّهء مردم پيرو مذهب جعفرى و شيعهء دوازده امامى بودند . در محدودهء جغرافيايى مورد مطالعهء ما در آن زمان تنها يك روستاى « سنّىنشين » بود كه هنوز هم هست و آن روستايى است نسبتا آباد در هشت كيلومترى شرق بيرجند و بر كنار راه زاهدان كه « بجد bojd » نام دارد و ساكنان آن عموما از اهل سنّت و بر مذهب حنفى بودند و مىباشند . ساكنان اين روستا به سبب نزديكى آن به شهر رفتوآمد زيادى به بيرجند داشتند و روابط آنان با شهريان شيعى مذهب بسيار حسنه بود . « حاج احمد على حنفى » رهبر و ملّاى مذهبى آنان كه بيرجندىها به او « آخوند بجدى » مىگفتند مورد احترام همه بود و چون در تداوى بيماران روانى و عصبى از راه دعانويسى و عزائمخوانى تجربه و تبحّر داشت بسيارى از مردم براى درمان اين نوع بيماران به او مراجعه مىكردند و يا او را براى اين منظور به خانههاى خود دعوت مىنمودند و بسيار اتّفاق مىافتاد كه بر اثر همين اعتقاد و اعتماد و تلقين و مداواى او بيمار شفا مىيافت . بجز اين شخص دعانويس سنّى ديگرى هم به بيرجند رفتوآمد مىكرد و گاه مدت مديدى در اين شهر توقّف مىنمود و مردم به او مراجعه مىكردند . اين مرد « جان بهادر » نام داشت كه عوام به او « جنگ بادر jang bader » مىگفتند . « جان بهادر » از مسلمانان سنّى بلوچستان انگليس ( پاكستان امروز ) بود . اين شخص هم مورد اعتنا و اعتقاد مردم بود و به او زياد مراجعه مىشد . چند سالى كنسول انگليس در بيرجند نيز يك مسلمان سنّى از مردم پشتوى بلوچستان انگليس بود كه طبيب حاذقى بود و وجود او در بيرجند بسيار مفيد و مؤثّر بود . اين طبيب دكتر « فضل حق » نام داشت . از نمونههايى كه ياد شد